محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

386

خلد برين ( فارسى )

و در اين وقت كه ضعف و نقاهت بر مزاج اعتدال سرشت مرشد و ولى نعمت ما استيلا دارد ما صوفيان و دولتخواهان را كجا روا باشد كه اعتماد بر وى كرده گذاريم كه با آن حضرت به حمام رفته به خدمت سر حمام او اقدام نمايد ؟ در برابر اين سخنان ، زال بيك و گرجيان هواخواه وى به فرياد و فغان آمده مىگفتند كه از ما غلامان و فدويان كدام حرام نمكى و ناصوفيگرى روى نموده كه به سبب آن در صدد منع ما از خدمت مرجوعه‌اى كه شرف روزگار ما به آن است درآمده‌ايد ؟ و مجموع شيخاوندان و استاجلويان و تمامى سلطان [ 82 ] حيدريان ابواب امداد و معاونت بر روى زال بيك گشوده در اين باب از در گفتگو درآمدند و اين قيل و قال چون آتش سوزان در ميان ايشان انتقال داشت تا در شبى كه صباحش روز وعدهء حمام بود حسينقلى خلفاى روملو و امير اصلان خان و ساير اعيان طبقهء روملو و طايفهء افشار و غير ايشان از هواخواهان اسماعيل ميرزا ممانعت زال بيك را از خدمت مرجوعه پيشنهاد انديشه ساخته عازم آن گرديدند كه روز ديگر با چهار پنج هزار نفر مسلح و مكمل غرق آهن و فولاد به در دولتخانهء مباركه آمده در صدد منع زال بيك از خدمت مرجوعه درآيند . همچنين از طايفهء جليلهء شيخاوند و گرجيان و استاجلويان و اتباع ايشان نيز قرب چهار پنج هزار كس جمعيت نموده عزم آن داشتند كه به حمايت زال بيك مسلح و مكمل به در دولتخانه آمده نگذارند كه احدى در صدد ممانعت زال بيك از خدمت مرجوعه درآيد . و چون مآل اين حال احتمال مفاسد عظيمه در دنبال داشت حسين - بيك يوزباشى استاجلو كه سركردهء هواخواهان سلطان حيدر بود آن شب را ملول و مكدر در انديشهء دفع آن شور و شر به سر آورده روز ديگر به عزم آن كه شايد به آب تدبير ، آتش آن دار و گير را فرونشاند با آن جمع كثير و جم غفير اسلحه و يراق نابسته به طريق معهود در ركاب سلطان مصطفى ميرزا به در دولتخانهء مباركه آمد و با آن كه جهال و كم خردان ارباب فتنه و فساد كه در بيرون دولتخانه جمع آمده